حرف آخر

گیرم که در این آسمان دیگر کبوتر نیست

این حرف حتی راست باشد حرف آخر نیست

باور کن این انگشتهای پینه پوش ای مرد

از هیچ اشرافیتی یک ذره کمتر نیست

/ 1 نظر / 15 بازدید
سحر

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي سلام روز بخير مهربون..وبلاگ قشنگي داري ولي حيف نيست كه از وبلاگت كسب درآمد نكني...شما مي توني علاوه بر قرار دادن مطالب خوب و قشنگت در وبلاگت از وبلاگت درآمد خوبي دربياري....براي اين كار حتماً يه سر به وبلاگ من بزن .براي توضيحات هم مي توني گذشته از متن، از لينك ((( انتخاب اول وبمسترهاي ايراني)) استفاده كني..با كليك روي اين لينك تمام توضيحات به صورت كامل به شما داده مي شود..خوشحالم كه دوستاي خوبي مثل شما دارم و تونستم در اون حدي كه مي تونم راهنماييتون كنم...